بیشتر
امروز شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ شما در وب سایت هربال مارکت هستید

گیر و دار سازمانهای دولتی

گیر و دار سازمانهای دولتی : ما از بازار گیاهان دارویی در خارج از ایران اطلاعی نداریم. متاسفانه محدودیت انقدر زیاد است که ما که تولید کننده و کشاورز هستیم با سختی های بسیاری روبرو هستیم. سختی هایی که شاید تصور اون برای خیلی ها غیر ممکن باشه. در ادامه این مقاله در مورد شرایط موجود حرف میزنم تا در مورد موانع پیشرفت بیشتر آگاهی پیدا کنیم. البته راه کارهایی هم پیشنهاد میکنم اما در مسیر تولید سختی های زیادی دیده میشود. متاسفانه روند و شکل سیایت گذاری ها به نحوی است که به بیشتر شدن مشکلات منتج میشود تا به حل شدن آنها. این واقعا جای تامل دارد که چرا رفته رفته مسائل پیچیده تر میشود.

سال ۱۳۹۰ در جهاد دانشگاهی استان آذربایجان شرقی استخدام شدم البته در این حین حرف و حدیث های زیادی بین همکارانم در اداره شنیده میشد. حرف هایی که بی انصافی و نادرست بود. اولین تجربه اداری من بود و تا قبل از اون در هیچ ارگان دولتی به این صورت مشغول به کار نشده بودم. اما عاقبت کار من به اخراج ختم شد! فقط به این علت که کار اسخدام موقت منو رئیس قبلی انجام داده بود و رئیس جدید با رئیس قبلی اختلاف سلیقه داشت. به محض تغییر ریاست جمهوری و تغییرات در مدیریت های کشور من و ۱۲ نفر دیگه از همکارانم که همه از رنج سنی ۲۵ برخوردار بودیم اخراج شدیم. یک سال و نیم تلاش من در بخش گیاهان دارویی همه هدر شد. عمر بیچاره تلف شد. فقط به خاطر اینکه رئیس جدید ما از ما خوشش نمیامد. مدیریت های سلیقه ای عامل اصلی پسرفت کشور می باشد. این از داستان جهاد دانشگاهی…

اما بشنوید از داستان جهاد کشاورزی، من واقعا با تمسخر با این مسائل نگاه میکنم. این مسائل کلی نیست و گاها در برخی شهرستان ها دیده میشود. من سراغ دارم سازمانهای دولتی را که واقعا وظیفه پرست هستند و مسئولیت پذیر هستند. اما در مرند اتفاق جالبی افتاد. من فوق لیسانس گیاهان دارویی از بهترین دانشگاه ایران با بهترین استاد گیاهان دارویی (استاد امیدبیگی) هستم. حقیر خیلی برای رسیدن به مقاطع علمی بالا تلاش کردم. رتبه اول کنکور دانشگاه علوم تحقیقات، رتبه ۱۸ کنکور سراسری در مقطع فوق لیسانس، مولف دو کتاب تخصصی و ده ها مقاله داخلی و خارجی و … اما بنظر شما برخورد رئیس سازمان جهاد کشاورزی شهرستان مرند و مدیرت باغبانی جهاد استان با من چی باشه خوبه؟ به نوبت میگم. وقتی وارد جهاد شدم مستقیم رفتم پیش مدیر شهرستان از شاگردان پدرم بود توضیح دادم خیلی خوشحال شد که رفتم پیشش اما نتیجه این همه صحبت این شد که طرح ببرم تا وام احداث مزرعه بهم بدن. طبق معمول طرح رو بردم با بهترین کیفیت! اما برگشت گفت آقای قنبری برای من طرح تولید گیاه دارویی آلوئه ورا در گلخانه بنویسید و بیاورید تا ۱۰۰ میلیون وارم بدم به شما.

بهش گفتم آقای فلانی شما دنبال چی هستین؟ جواب مسخره ای داد و منو مجبور کرد طرحمو بگیرم و برگردم. بعدها این مسئله را با شاغلین جهاد مطرح کردم و فهمیدم هدف ایشون صرفا جنبه تبلیغاتی داشته و خواسته با طرح من گزارشی به تبریز داده و بتونه موفقیت های خودشو بیشتر جلوه بده. این ذهینت یک مسئول جهاد کشاورزی یک شهرستان هست که بیش از ۲۵۰ هزار نفر جمعیت داره و اغلب مردم پیشه کشاورزی دارند.

دیروز داشتم به این موضوع فکر میکردم که مردم روستای من که بالای ۳۰۰۰ نفر جمعیت داره واقعا چطور امرار معاش میکنند؟ من در این مدت طولانی از عمرم یکبار ندیدم از این روستا یک تریلی بار سیب یا زردآلو یا سایر محصولات کشاورزی خارج بشه! واقعا این همه زمین کشاورزی بی نظیر با منابع آبی گسترده که از دل زمین استخراج میشن کجا میره! همه این مسائل جای سوال داره و باید بدونیم تماما سرمایه های ملی هست که بینتیجه و بیهوده صرف میشه و کسی نیست بهره اقتصادی از اونا ببره. حالا در ادامه میبینید بعد از چند سال همه باغات و مزارع بعلت بی آبی خشک شده و اهل روستا برای گذران امور زندگی خود به شهرها کوچ کرده و اوضاع از اینی که هست به مراتب بدتر میشود.

و اما مدیر باغبانی استان: من بارها به اتاق خالی (حتما در ماموریت بوده) ایشون سر زده و دست خالی برگشته ام یکی دو باری هم که دفتر تشریف داشتند اصلا در برخورد با بنده سرشان را حتی بلند نکردند و مشغول کار، جواب سوالات منو داده و با سکوت طولانی خود به من فهمانیده اند که بروم! از این اتفاقات به بعد من به دور بانک، و ادارات دولتی خط قرمز کشیده ام…

خط قرمز به این معنی که امیدی به ادارات ندارم چون فقط وقت آدم تلف میشه و از آینده ناامید میشوم. وقتی طرح تولید گیاهان دارویی را به جهاد تحویل دادم بعد از یک هفته برگشتم جهت اینکه ببینم چه اتفاقی خواهد گفت! مسول باغبانی اداره به من گفت اعتبار نیست و شاید دو سال طول بکشه که اعتبار بیاد تازه خیلیا تو نوبت هستند. وقتی اینو گفت فهمیدم که نباید بیشتر از این عمرمو تلف کنم.

به رئیس سازمان جهاد کشاورزی پیشنهاد دادم که مبلغ ۲۵۰ هزار تومن به همراه یک عدد کارگر به مدت سه روز در اختیار من قرار دهید تا حیاط مجموعه را با ۱۵ نوع گیاه دارویی پوشش بدم تا هم ترویجی بشه بر تولید گیاهان دارویی هم شرایط نابسامان حیاط اداره بهبود پیدا کند! با پررویی برگشت به من گفت نمیشه هزینه های این کار رو خودت پرداخت کنی؟ ایشون این حرف رو واقعا جدی گفت…

بگذریم از بد گفتن بالاخره هر جایی ایراداتی داره و نمیشه اونو به کل کشور تعمیم داد. در کل خواستم بگم باید سعی کنیم روی پای خودمون بایستیم. از خارج از کشور که به شدت در تحریم هستیم و حتی اجازه واردات بذور معمولی گیاهان دارویی رو به ما نمیدهند. اون قسم بذری هم که اجازه واردات داریم آنقدر گران تمام میشود که اصلا نمیشه به کشاورز گفت تو این رو بخر و ببر بکار. همین هفته پیش پیگیر واردات بذر از آلمان بودیم که حساب کردیم قیمت هر کیلو بذر لاواند انگلیسی در تهران برای ما ۲۶۰۰۰۰۰ تومن در می آید. یک میلیون از این قیمت مربوط به تعرفه و هزینه ای حمل و نقل می باشد.

با این حساب واقعا سخت میشود کار کرد. یکی از دوستان همان بذر را وارد کرد و قیمت فروشی که به ما داد ۴ میلیون تومان بود. خب این قیمت برای بذری که ما خودمون توان تولید داریم خیلی بالا هست. ما در سال ۵ کیلو بذر لاواند تولید میکنیم وقیمت فروش ما ۲ تومن می باشد ولی ناچار میشویم وارد کنیم باید حمایت های بیشتری از طرف دولت داشته باشیم. همین چند روز پیش یکی از دوستان بذر لاواند فرانسوی از کانادا خرید کرده و ارسال شده اومده داخل گمرگ امام خمینی گیر افتاده. حتی در خود کشور هم موانع زیاد شده. تنها ادعای مسئول گمرک اینه که بذر برای من شناخته شده نیست. در حالی که بذر خیلی با ارزش هست و ما برنامه داشتیم با واردات این بذر اقدام به تولید بذر کرده و کشور را از نظر این گیاه دارویی ارزشمند خود کفا کنیم اما ناآگاهی فردی در پست گمرک باعث هدر رفت پول و وقت ما شده است.

ادامه دارد…

.

مطلب چه طور بود؟
557 بازدید مقالات مهدی قنبری شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ ۱ دیدگاه
مهدی قنبری
این نوشته توسط مهدی قنبری ارسال شده است.تعداد نوشته ها : 257
سلام خدمت همه فعالین حوزه گیاهان دارویی من مهدی قنبری کارشناسی ارشد گیاهان دارویی از دانشگاه تربیت مدرس تهران هستم. در مقطع کارشناسی از رشته باغبانی دانشگاه تبریز فارغ التحصیل شده ام. مدتی به عنوان مدیر مرکز خدمات تخصصی گیاهان دارویی فعالیت داشته ام و اکنون در زمینه بازاریابی و فروش و کشت و کار گیاهان دارویی و همچنین تولید خشکبار طبیعی فعالیت می کنم. مطمئنا تمام اطلاعات بدست آمده از تجارب مزرعه ای و بازاری خود را با قلم خود به اطلاع شما خواهم رساند امیدوارم که مورد پسندتان واقع گردد. منتظر نظرات سازنده شما برای بهبود وضعیت سایت هستیم. باتشکر
دیدگاه خود را بنویسید
یک دیدگاه

  1. […] و دار سازمانهای دولتی : ما از بازار گیاهان دارویی در خارج از ایران اطلاعی نداریم. متاسفانه محدودیت انقدر […]